الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
69
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
نتيجه : اطاعت حقيقى از امر مولوى كشف مىكند ولى اطاعت حكميه اينگونه نيست . تشبيه اخبار من بلغ به حديث « من سرّح لحيته » ، قياس مع الفارق است ؛ زيرا در مورد اخبار تسريح لحيه اگر اين اخبار نباشد عقل هيچ ادراك و حكمى ندارد كه آيا تسريح لحيه داراى ثواب هست يا خير ، و وقتى عقل ادراك نكرد ، انقياد و احتياط و اطاعت حكميه راه ندارد . از طرفى هم ترتب ثواب يا بر اطاعت حكميه است و يا بر اطاعت حقيقى و وقتى احتمال اول باطل شد ، احتمال ثانى تعيّن پيدا مىكند كه اطاعت حقيقى باشد و آنهم بالاجماع از امرى مولوى كشف مىكند يا امر استحبابى و يا وجوبى ، بهخلاف ما نحن فيه كه قطع نظر از روايات هم خود عقل ادراك مىكند . بنابراين ، اخبار من بلغ ارشادى خواهد بود و وقتى ارشادى شد ، امر مستكشف از آنها هم امر ارشادى خواهد بود و دليل بر استحباب شرعى نمىشود . 2 . استدلالى كه آخوند خراسانى در كفايه ذكر كرده و براساس آن استحباب شرعى را اختيار نموده است و آن اينكه : در ميان اخبار من بلغ يك روايت صحيحه وجود دارد كه صحيحهء هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام در محاسن برقى است و قبلا نقل شد . اين حديث مىگويد : هركس به گوشش رسيده كه فلان عمل ثواب دارد و به دنبال بلوغ ، آن عمل را انجام دهد به نيت خود عمل نه بهعنوان احتياط ( احتياط يعنى شايد بلوغ ، بلوغ صادقى باشد ) فعمله اطلاق دارد ؛ يعنى عمل را اتيان كند ، و لو بهعنوان خود عمل . پس معلوم مىشود كه ذات العمل واجد اين ثواب است نه عنوان احتياط ( همان گونه كه در نماز شب ذات العمل داراى ثواب است ) و هرجا ثواب بر خود عمل باشد به نحو مطلق ، اين ثواب كاشف از وجود مصلحت در خود آن عمل است و اگر كاشف از مصلحت شد كاشف از امر مولوى است . اشكال : اگرچه دو حديث از چهار حديث مذكور اطلاق دارند يعنى گفتهاند : « فعمله » و قيدى ندارند ، ولى دو حديث ديگر مقيد هستند به اينكه : فعمله طلبا لقول النبى او التماس ذلك الثواب و . . . از اين دو حديث استفاده مىشود كه منظور اتيان عمل به قصد احتياط است ؛ يعنى به اميد اينكه ان شاء اللّه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرموده و به اميد اينكه ان شاء اللّه آن ثواب داده مىشود انجام دهد و هذا معنى الاحتياط ، حال كه